![]() |
![]() |
|
| اندیشه.احساس.تجربه |
|
ای کاش در دنیا ۳چیز وجودنداشت : غرور . دروغ . عشق انسان با غرور می تازد با دروغ می بازد و با عشق میمیرد . دکتر شریعتی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم تیر 1389ساعت 4:58 توسط doregard |
|
|
ای کاش ، آن روز ، آن تور ، هرگز اجراه نمی شود ... |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم خرداد 1389ساعت 23:36 توسط doregard |
|
|
آخرین سنگر سکوت . خیلی حرفا گفتنی نیست ... آسمونشم بگیری این پرنده مردنی نیست. . . تو بگو همسنگر من ما تقاص کی رو میدیم؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم خرداد 1389ساعت 6:9 توسط doregard |
|
|
عشق در حيطهء فهميدن ما نيست, بيا برگرديم... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 0:4 توسط doregard |
|
|
... va ama eshgh |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 14:51 توسط doregard |
|
|
باران باش . . . ببار . . . مپرس کاسه های خالی از آن کیست
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 15:15 توسط doregard |
|
|
ترسم از دست تو بوده برای خواستن عشقم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 17:56 توسط doregard |
|
|
مرسی بابت همه چیز ... درست همون دست مزده این دو سال بود ... دو سالی که یک عمر بود ... مرسی همینو هیچ.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 19:48 توسط doregard |
|
|
ای سـاربان، ای کـاروان، لیلای من کـجا می بری
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 19:44 توسط doregard |
|
|
باور نکن تنهای را ... من در تو پنهانم ، صبر داشته باش |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 15:16 توسط doregard |
|
|
هاله یکروز همشو خواهی فهمید ... |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 20:11 توسط doregard |
|
|
تولدت مبارک از این همه احساسات زیبات ممنونم، میخوام بدونی که ارزشش رو میدونم حتی اگه نتونم جوابشو بدم. آرزومند خوشبختیت، همسفر |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 17:24 توسط همسفر |
|
|
تو بهترینی عزیزم اینو مطمئن هستم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 21:36 توسط همسفر |
|
|
بارها من گفته بودم ترک جام و می کنم گفته بودم ترک می اما نگفتم کی کنم توبه هایم را شکستم ساقیا |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 21:32 توسط همسفر |
|
|
من از فهمیدن این عشق در حال سوختنم و تو از نفهمیدن این عشق خواهی سوخت من از تعهد عشق تو مستم و آزادم تو از نبودن تعهد عشق من آزادی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 11:27 توسط doregard |
|
|
چه آرام در خود شكستم با من و دل تو بگو چه گذشت؟ با دل زار و شكسته ي من؟ چه سازد دل تنگ دل ديدار؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 23:46 توسط doregard |
|
|
زلف بر باد نده تا ندهی بر بادم ... می نخور با همه کس ... یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم ... عزیزم معنی شو فعلا متوجه نمیشی آرزو می کنم که معنی شو هیچ وقت تو زندگیت حس نکنی ولی افسوس که دنیای غریبی است ...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 1:24 توسط doregard |
|
|
مگه قلب عاشقمو نیمیبینه پس چرا... خدایا من این قلب عاشقمو نمی خوام نمی خوام کمک کن تا قلبمو پس بگیرم نمی خوام
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 1:38 توسط doregard |
|
|
بگذار سر به سينه ي من تا كه بشنوي
خدایا عاشقم دلتنگم و لبریز از انرژی برای ما شدنه با او ... و نمی دانم که باید بمانم یا بیرم نمیدانم ...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 0:53 توسط doregard |
|
|
الا يا ايها الساقي ادر کاسا و ناولها خداوند مهربون اگه یادت باشه چند ساله پیش یکی از بندهات اجزانه ازتو خواست که بهش یه معشوقی رو بدهی که همیشه عاشقش باشه ... و تو این کارو کردی وچه زیبا و عمیق آغاز شد ... ولی یادت رفت بعد این همه انتظار بهش بیگی که معنی این بیت بیفهمه ! و خودشو آماده کنه واسه مهفوم واقعی عشق ... خدایا من عاشقم ... می فهمی
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 2:20 توسط doregard |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
احساسات بچه ای که در دوران به دست اوردن قطعه کم شده خودش هست
|
| آرشیو موضوعی |
|
عاشقانه ها دل تنگي ها دل شكستگي ها |
| نویسندگان |
|
doregard همسفر |
|
RSS
|